على رفيعى

207

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

شيعيان و در رأس آنان حضرت جواد عليه السلام را با جدّيّت و آزمندى بيشتر دنبال كند . او پس از استقرار در بغداد به سال 204 هجرى متوجه امام جواد عليه السلام شد . در نخستين اقدام ، امام را به پايتخت احضار كرد . « 1 » هدف مأمون از اين اقدام - علاوه بر تحت نظر قرار دادن امام و كنترل آن حضرت ونيز قطع روابط وى با شيعيان - عبارت بود از : 1 - با جذب حضرت به دستگاه پرزرق و برق خلافت ، امام را از انديشه مبارزه عليه حكومت خود بازدارد و در افكار عمومى ، مواضع فكرى تشيّع و امامت شيعه را زير سؤال ببرد . 2 - با فراخوانى امام به مركز خلافت و تظاهر به دوستى و تكريم آن حضرت مىكوشيد حسن نيّت خود را نسبت به اهل بيت عليهم السلام و برائت ذمّه خويش را از خون امام رضا عليه السلام براى توده‌هاى مردم به اثبات رساند . 3 - با اين اقدام ، مىخواست بر درستى سياست خود نسبت به بيت امامت تأكيد ورزد و به همگان بفهماند كه اگر تدبير او درست و دستگاه خلافت او اسلامى و مشروع نبود دو تن از امامان شيعه به چنين دستگاهى نزديك نمىشدند . مأمون در دومين اقدام با گردآورى دانشمندان از فرقه‌هاى مختلف و ترتيب مجالس بحث و مناظره با امام مىكوشيد هر چند در يك مسأله آن حضرت را محكوم ساخته ناتوانى علمى وى و بىبهره بودن او را از دانش خدادادى ويژه رهبران الهى به رخش بكشد و آن را دستاويزى براى ابطال اصل ادعايش قرار دهد . وى با آن كه از اعمال اين روش در دوران امام رضا عليه السلام سودى نبرده بود و مىدانست امام جواد نيز از همان نسل است ، در دوران آن حضرت نيز اين تجربه تلخ را تكرار كرد . شايد خردسالى امام ، محرك و مشوق او در دست يازيدن به اين اقدام بوده است . مأمون در اين اقدام نقش واسطه را ايفا مىكرد ؛ يعنى از يك سو ديگران را تحريك و تشويق مىكرد تا امام را مورد پرسش‌هاى گوناگون قرار دهند ؛ از سوى ديگر با بيان برترىهاى علمى امام به اطمينان پيروزى آن حضرت بر حريفان تظاهر مىكرد تا از پيامدهاى

--> ( 1 ) - الحياة السياسيّة للامام الجواد عليه السلام ، ص 65 .